تبلیغات
مطالب اینترنتی - چرا ابن ملجم امام علی را به شهادت رساند؟
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اینترنتی
جمعه 26 خرداد 1396 :: نویسنده : نویسنده        



مفیدستان:

چرا ابن ملجم امام علی را به شهادت رساند

پایداری افراد بدنهاد وسست عنصر بر منفعت طلبی های شخصی و کینه ورزی موجب شد تا گروهی از مردم از حق منحرف شده ودر بیعت خود با علی ع دچار شک وتردید شوند و به مبارزه جویی با خورشید عدالت روی آورند این عده که علی ع از آنان با عناوین ناکثین , قاسطین و مارقین یاد می کند با دامن زدن به کشمکش های داخلی و تهمت پراکنی, سرپیچی از بیعت اولیه را مباح شمرده وبر آتش کینه و دشمنی دمیدند

مرکز خلافت اسلامی را نارضایتی و هرج ومرج فرا گرفته، مدینه در اوج التهاب بود. مصریان معترض که ناملایمات را با بدعت خلیفه کشی همراه کرده بودند، اینک چشم به خلافت بدون خلیفه گشوده وبا نگرانی واستیصال به سراغ علی(ع) هجوم آورده بودند تا با پذیرفتن زعامت امورمسلمین، برالتهاب آشوب وشورشگری مرهم نهد ونابسامانی ها را سامان بخشد.آنان نسخه سزاواری برای گرفتاری های خود یافته بودند، چراکه علی(ع) تنها گزینه ای بود که توان و شهامت خلاصی گریبان مسلمانان از مهلکه ها را داشت. در آن برهه شرایط به گونه ای پیش رفته بود که برخلاف دوره های پیشین هیچ شورایی قادر به تعیین خلیفه برای جانشینی خلیفه قبلی نبود وامورتا بدان حد روبه وخامت داشت که کسی جرأت پاجلو گذاشتن را نیز نداشت.چاره گرفتاری ها عدالتی فراگیر و زعامتی توانمند بود تا مجد وشکوه دوران پیامبراسلام ومودت و اخوت صدر اسلام را تجدید نماید و جامعه را از انحطاط وسقوط نجات دهد. اصرار و پافشاری انبوه مسلمانان سرانجام علی(ع) را وادار ساخت تا کاروان سالاری امت را بر عهده گیرد. آن حضرت ماجرا را چنین توصیف می فرماید: «ازدحام جمعیت… مرا به پذیرش خلافت واداشت. آنان از هر سو مرا احاطه کردند به گونه ای که جان فرزندانم حسن و حسین به خطر افتاد، چنان به پهلوهایم فشار وارد ساختند که سخت مرا به رنج انداخت و ردایم از دوجانب پاره شد، مردم همانند گوسفندان گرگ زده اطرافم را گرفته بودند….» علی(ع) آزمند قدرت نبود بلکه قصد داشت تا امت را از گرفتاری ها برهاند و آیین اسلام را از ناخالصی ها وبدعت بپیراید و از شریعت محمدی(ص) حراست کند.علی(ع) تصمیم نهایی را به روز بعد و در مسجدالنبی موکول می کند تا بیعت میان مسلمانان وخلیفه مسلمین را به شیوه ای غیر از آنچه تا آن زمان مرسوم بود، یعنی انتخاب خلیفه بدون دخالت شورایی از نخبگان و به طور مستقیم از سوی مردم به نمایش در آورد.همچنین به مسلمانان فرصت دهد تا درک واحساس خود را بیازمایند تا در برابر تصمیم خود پذیرای مسئولیت شوند.صبح روز بعد انبوه جمعیت از هرسو روانه مسجد می شوند تا با آن حضرت بیعت ببندند. علی(ع) که از نزدیک شاهد تحولات پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) بوده و می دید که خلافت مسلمانان وجانشینی رسول خدا(ص) از مفهوم اصلی خود فاصله گرفته، به هنگام بیعت با مسلمانان ضمن گوشزد کردن خطرکسانی که آموزه های کلام وحی و اصالت های دین را به بازیچه گرفته اند، خطاب به مردم فرمود: «مردم! امر خلافت مربوط به شماست و غیر از کسی که شما او را برمی گزینید کس دیگری حق خلافت برشما را ندارد، دیروز من وشما از یکدیگر جدا بودیم ومن دوست نداشتم زمامداری شما را بپذیرم، ولی شما پای فشردید تا آن را پذیرا شوم، آگاه باشید! من درهمی را بدون (حق از) شما نخواهم ستاند واگر خواسته باشید خلافت را می پذیرم وگرنه برکسی خرده وبهانه نمی گیرم.» انبوه جمعیت یک صدا وبا صدای بلند اظهار داشتند: «ما اکنون به شما وفاداریم وبرعمل به اراده خدا با شما بیعت می کنیم» آنگاه علی(ع) روبه آسمان کرد وفرمود:«خدایا توبر-بیعت-آنان گواه باش». پس از آن موج جمعیت برای بیعت با علی(ع) به عنوان خلیفه هجوم آوردند.این شیوه بیعت برای نخستین بار در محیط اسلامی پیش می آمد و مردم از اینکه به طور مستقیم خلیفه خود را انتخاب وبا او بیعت می کردند شاد ومسرور بودند.علی(ع) در توصیف بیعت آن روز مردم می فرماید: «در آن روز، سروروشادی مردم از بیعت با من به پایه ای رسید که کودکان به شادی وسرور پرداختند وسالخوردگان با پای لرزان به تماشای آن آمده بودند و بیماران بردوش افراد بالا رفته و دوشیزگان بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند.»

اما پایداری افراد بدنهاد وسست عنصر بر منفعت طلبی های شخصی و کینه ورزی موجب شد تا گروهی از مردم از حق منحرف شده ودر بیعت خود با علی(ع) دچار شک وتردید شوند و به مبارزه جویی با خورشید عدالت روی آورند. این عده که علی(ع) از آنان با عناوین «ناکثین»، «قاسطین» و «مارقین» یاد می کند با دامن زدن به کشمکش های داخلی و تهمت پراکنی، سرپیچی از بیعت اولیه را مباح شمرده وبر آتش کینه و دشمنی دمیدند. علی(ع) پس از ۲۵ سال کناره گیری از اداره حکومت، به خلافت رسیده بود و در باز گرداندن مسیر اداره امور به شیوه ملهم از تعالیم مکتب وسیره رسول خدا(ص) اصرار داشت، این خود در به ضعف کشاندن موضع آن حضرت مؤثر بود. زیرا در این مدت افرادی بدون استحقاق به مال ومنال رسیده و برپست ها وجایگاه هایی دست یافته بودند که مستحق آن نبودند. افزون برآن دراین مدت قلمرو اسلامی توسعه یافته وعلاوه بر جزیره العرب، جغرافیای اسلامی از هر سو وسعت یافته بود. جمعیت سرزمین های جدید چون درک وخاطره ای از شیوه حکومت نبوی نداشتند، فاقد قدرت تمیز حقیقت مکتب با وضعیت موجود بودند، لذا با کمترین وسوسه ای دچار تردید شده و از حق وحقیقت روی برمی تافتند. علی(ع) برای احیای سنت های الهی بر شعار «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» پای می فشرد و در تشریح آن می فرمود:«به هوش باشید! فردی که دعوت خدا را اجابت کند و مسلمان شود وبه دین ما وارد گردد وبه سمت قبله ما عبادت کند از حقوق و حدود اسلامی برخوردار است، شما بندگان خدایید واموال از آن خداست وبه طور مساوی میان شما تقسیم می شود، هیچ فردی بردیگری برتری ندارد، تنها پرهیزکاران در پیشگاه خدا از برترین پاداش وبرجسته ترین ثواب برخوردارند.» این شیوه حکومت مرضی آنان که از طرق غیر مشروع به پست ومقامی رسیده وآن را دستمایه ثروت اندوزی کرده بودند خوش نمی آمد، به همین دلیل جنگ های داخلی را به آن حضرت تحمیل کردند و کینه ها را عمق بخشیدند.در چنین فضایی فکر ترور علی(ع) نطفه بست ودر خلوتگاه های توطئه گران طراحی وبه عاملیت یکی از گمراهان متعصب که وابسته به جمعیت خوارج بود به اجرا گذاشته شد.ابن ملجم مرادی همان فرد گمراهی بود که مأموریت یافت تا نیت شوم دشمنان حق وحقیقت را در صبحدم نوزدهم ماه رمضان ۴۰ هجری عملی سازد.با تیغ زهرآگین او رفعت عدالت فروریخت و راه برای روی کار آمدن یزیدها وحجاج هموار شد تا با تکیه برمسند رسول خدا(ص) به جور حکومت برانند. علی(ع) در طول زعامت وخلافت خود یکی از مسئولیت هایش را حفظ و حراست از آیین اسلام از کژی و انحراف شناساند و بدون وقفه تلاش های بسیاری را در این راستا سامان بخشید و با ارجاع مدام مسلمانان به کتاب خدا و سیره رسول اکرم(ص) توجه خاصی را به میراث نبوت مبذول داشت که می توان به برخی ازاین تلاش ها اشاره کرد.

۱- علی(ع) بی آن که در پاسخ به شبهات مخالفان ومعاندان ذره ای تردید به خود راه دهد، باب گفت و گو و پرسش و پاسخ پیرامون قرآن وسنت و آنچه که به آیین اسلام مرتبط بود را گشود.

۲- آن حضرت(ع) به حاملان قرآن کریم توجه خاصی نشان داده و با تکریم آنان مقام وجایگاه حاملان وقاریان قرآن را ارتقا بخشید.

۳- علی(ع) به تدوین منابع دین اهتمام ورزیده و به نقل احادیث بسیاری از رسول اکرم(ص) پرداخت و برای باقی ماندن میراث گرانقدر اسلامی، مسلمانان بویژه عالمان را توصیه به مکتوب کردن آنها کرده و می فرمود«علم ودانش را به وسیله نوشتن مهار کنید»

۴- علی(ع) در راستای قانونگذاری وبیان احکام شریعت برقرآن کریم و سنت نبوی به عنوان دو عنصر تعیین کننده تأکید ورزیده و سایر منابع همچون استحسان، قیاس و… را مردود شمرد.

۵- علی(ع) مجموعه زبدگانی همچون عمار یاسر، ابوذر، سلمان فارسی، مقداد بن اسود، عبدالله بن عباس و… را آنچنان سرشار از علم و تربیت اسلامی کرد که هر یک به عنوان شاخص حق وباطل در ورطه های تردید می توانستند به مدد مسلمانان بیایند.

حسن عبدالله زاده



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

مطلب چرا ابن ملجم امام علی را به شهادت رساند؟ در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :چرا ابن ملجم امام علی را به شهادت رساند؟
http://mofidestan.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d9%85%d9%84%d8%ac%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر